عینک کور
 

مادر

اول ليوان ها را پرت می کرد

بعد

بشقاب ها را

بعد

ديس ها را

بعد

به سختی ما را

پدر

اول ليوان ها را می گرفت

بعد

بشقاب ها را

بعد

به سختی ديس ها را

ما

اول می افتاديم

بعد درد می کرديم

بعد

به سختی می شکستيم

حالا

در بزرگراه

وسوسه له شدن زير چرخ های اين تريلی

مرا اذيت می کند

و دندانهای مصنوعی

در را.

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٤/۱٠/۱٢ - لیلا اکرمی