من هیچ‌گاه پس از مرگم، جرات نکرده ام که در آیینه بنگرم

حق با شماست

به روز کردن به همین راحتیه :

 

پاسبان از سگش سوال نکرد

هیچ کس در محله کشته نشد

 : پس گلوله به چی اصابت کرد ؟!

 - هیچی... به جواب سگ لابد!!!

 

این یک پاره از چارپاره ای است که می خواهد به یادمان بیاورد در ماه های سخت گذشته و ماه های سخت تر آینده چه بر ما گذشت و چه خواهد گذشت .

 

شعر جدید :

 

کدام قسمت این قصه از تو بیزارم

کدام قسمت این قصه دوستت دارم ؟

 

که انتخاب شوم بین عشق و نفرت تو

عذاب می کِشدم از من ِ خود آزارم !

 

اگر خودت بروی چشم باز پنجره ام

ولی اگر که بمانی همیشه ، دیوارم

 

نه ذوق و شوقِ دوباره به دست آوردن

نه اختیار فرار دوباره ... ناچارم

 

که اعتماد به یک درصد احتمال کنم

و بعد علت را از خودم سوال کنم

 

عذاب مطلق قبل و نیاز نسبی بعد

هنوز مانده که من با گذشته حال کنم

 

دوباره برگردم به نگاه گرمت که

چه اتفاق بیافتد... چه من خیال کنم !

 

نگاه کرد به آغاز راه بازنده

چه مانده بود به جز ترس، ترس از آینده

 

شباهت من ِ دیروز با تو ِ فردا

تفاوت غلط انداز گریه و خنده

 

نداشتن ... همه عمر منتظر بودن

هنوز خواستن از یک خدای بخشنده

 .

.

  

تمام کرد رمان را و خط بعد نوشت :

« سه شنبه ، ساعت 9 ، دوستت نویسنده »

 

 

 

 

 

از این به بعد راحت تر به روز می کنم و احتمالا با فواصل کمتر . دوستانی که انتظار اطلاع رسانی دارند لطفا انتظار اطلاع رسانی نداشته باشند. ولی همه نظرات را با کمال میل می خوانم .

/ 714 نظر / 101 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شروه

برای خوانش بیایید اَمَّن۫ یجیبُ سرید روی روسری دختران باکره استجاب نشد فروخته شدن فروختن بکارت جنگ زده شان را !

مهدی اورسجی

سلام قلمت سبز ... نی لبک صدای فِراق دارد شاید جوانه زده است ریشه های دلتنگی اش گام هایت را به دشتستان من نزدیک کن . . بهار بهانه ترا دارد . . . گام بردار ...

zahra

سلام دوست عزیزم با احترام به یک غزل دعوت هستید[گل][گل][گل]

sina

باسلام وسپاس فراوان بایک غزل به روزم...

م

رنگشو درس کن چشوچارمون درد اومد..

ایگونا

دیوانگان تنها وارثان واقعی زمین بودند که در کارناوال درد و درد چتر باگ میرقصیدند در هجوم بارانهای خون صورتشان خیس عرق های پیشانیشان میشد و گلویشان بغضهایی را فریاد میزد که تنها بلد بودند بخندند سکوت میکردند تا مباد صدای نفس هایشان پرندگان را به بیراهه بکشد و فریاد میکشیدند خودشان را درون خودشان که سیاه بودند و سفید میدانستند که هیچ نمیدانند هزار باره خندیده بودند شب های مهتاب را...

کنگره مجازی

فراخوان کنگره ی مجازی شعر با موضوع وحدت اسلامی مهلت ارسال آثار تا ششم دی ماه از طریق ثبت اثر در سامانه ی کاربران سایت کنگره های مجازی: poemcongress.ir جوایز: هفت نفر اول هرکردام 2 میلیون تومان و هفت نفر دوم هر کدام یک میلیون تومان ....

امیر فراز

درود به دلیل هک وبلاگ قبلی نشانی وبلاگ تغییر کرد

مریم عرفانی فر

مجموعه شعرم منتشر شد عبور از وقت های شنی نمایشگاه کتاب . شبستان . راهرو 13 . غرفه 8 . نشر مایا .